به تازگي و با نزديک شدن به انتخابات رياست جمهوري، بخش هاي زيادي از اظهار نظرهاي تمامي بخش هاي کشور، معطوف مسائل انتخاباتي شده است. در ماه هاي اخير نفت نيز از اين زمينه مستثني نماند و سياسي ها و نفتي ها به تلاش براي گره زدن بيش از پيش اين دو مقوله پرداختند.
پس از برگزاري همايش نفت، توسعه و دموکراسي توسط بنياد باران و احتمال استفاده سياسي از اين همايش، موج تبليغات نفتي و اظهار نظر ها به راه افتاد. و آنچه در اين ميان غافل ماند، توجه به مسائل فني و مديريتي توسعه ميادين به عنوان يکي از مهمترين چالش هاي حال حاضر کشور است.
منتقدين، پس از انکه بحث صيانت را به قراردادهاي بيع متقابل محدود مي کنند، بي هيچ توجهي، وارد مسائل سياسي شده و به نام انتقادات فني، روساي جمهورو مديران گذشته را نشانه مي روند.
از سوي ديگر، مديراني که تصميمات بعضا نادرستي را اتخاذ کرده اند، حاضر به پذيرفتن اشتباهات خود نيستند. چرا که در اين صورت، مقام و موقعيت سياسي خود را در خطر مي بينند.
با آغاز شدن روند انتخابات رياست جمهوري، اين نخستين بار نخواهد بود که انتقادات را شاهد خواهيم بود. بايستي توجه داشت و به خاطر گرايشات سياسي، ديدگاه فني را فدا نکرد.
در مورد مساله قراردادهاي بيع متقابل، به هيچ وجه نمي توان از اين امر گذشت که برخي از ميادين، دچار آسيب هاي جدي شده و ميزان برداشت کل از آنها کاهش قابل توجه يافته است. اما در عين حال چه کسي مي تواند ضرورت توجه به اين قراردادها را در زماني که قيمت نفت به زحمت به 20 دلار مي رسيد، بدهي خارجي کشور بالغ بر ميلياردها دلار بود و کشور با 1000 ميليارد دلار بدهي ناشي از جنگ باقي مانده بود، انکار نمايد؟ بايستي به اين سوال جواب داد بدون روي اوردن به اين قراردادها، از لحاظ حجم توليد نفت، دانش فني و صادرات در کجا بوديم؟
با اين حال، نمي توان منکر اين امر شد که در سالهاي اخير و به برکت رشد فناوري و افزايش درآمد هاي کشور، از لحاظ توسعه ميادين به توانمندي بالايي دست يافته ايم. در چنين شرايطي، روي آوردن به چنين قراردادهايي منطقي نيست. ميدان آزادگان، يکي از بارزترين نمونه هاي اين مساله است. طرفداران قراردادهاي بيع متقابل، بايد به اين سوال جواب دهند که اکنون چه ضرورتي براي سپردن کار به خارجي ها وجود دارد؟
به مطلب اصلي بازگرديم. بي شک، نقد و آگاهي از اشتباهات، آغاز راه پيشرفت است. اما بايد توجه داشت، در شرايطي که نفت اصلي ترين صنعت و منبع درآمد ماست، تاختن به گذشته و زير پا گذاشتن همه زحمات، جز پشيماني و زير سوال بردن نظام، چه سودي مي تواند داشته باشد؟ چند درصد قراردادهاي بيع متقابلي که در زمان رياست جمهوري هاي پيشين منعقد شده اند، به يکباره و با آمدن دولت دکتر احمدي نژاد ناگهان بر آنها قلم کشيده شد؟ چند درصد مديران تغيير کردند؟
آيا جز اين است که ربط دادن مباحث فني به سياسي، از اعتبار نقدها مي کاهد؟
برای خواندن سخنان ایشان روی پیوند زیر کلیک کنید.
/آيا مصاديق واقعي سلطنت شاه سلطان حسينها غير از تن دادن به اين قراردادهاي ننگين بوده است؟/ جزئيات قراردادهاي نفتي در دولت خاتمی با ضرر دهها ميليارد دلاری
نظرات خوانندگان پترونیوز درباره سخنان آقای نورالدین موسی
: اینها همه اش نشان از یک چیز است:
با نردیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری و احتمال کاندیداتوری آقای خاتمی آنهاکه منافعشان را در آستانه از دست دادن می بینند، با اینگونه اظهار نظر های ساختگی و غیر واقعی، سعی در خدشه دار کردن چهرهی محبوب و پاک خاتمی دارند. بر هیچ کسی پوشیده نیست که دولت نهم درزمینه مسایل اقتصادی غیر علمی ترین دولت بوده است. مایه ی تاسف است که دست اندر کاران این سایت اینگونه ادعاهای کذب را در سایت قرار می دهند.
: دقیقا. با مدیریت امثال کردان، ابراهیمی اصل و ... تمام فازهای عسلویه تمومو شد، پتروشیمی ها ساخته شد، همه شرکت های معروف خارجی سر ودست می شکنند برای قرارداد با ایران.
: اقاي محترم، لطفا" سري كارشناسي به بزرگترين مخزن گازي بنام پارس جنوبي كه معادل حد اقل 25 ميدان گازي در خشكي ميباشد بزنيد تا بيشتر به دخالت غير كارشناسانه طيف مذكور ببريد وببنيد كه هنوز همان نفوذي هاي رانتي وزير اصلاحات به برنامههاي توليدي فاقد پشتوانه علمي و فني خود ادامه ميدهند.
: لازم به ذكراست كه هنوز مديران انتصابي شيخ الوزرا !!افاي زنگنه مثل تركان و و....كه عامل مصائب فوق بودند در مسند قدرت در صنعت نفت ميباشند و مورد توجه مقامات بالاتر نيز هستند.
: مايه تاسف است كه ما به ميادين ترنج و منصورآباد بنازيم و اين همه فعاليتهاي كلان نگر دوره اصلاحات را ناديده بگيريم. برادر عزيز آنچه عيان است چه حاجت به بيان است. سري به ادارت فني بزنيد و بشنويد كه همچيز به حالت تعليق در آمد و متعجبم كه هر روز وزراي دولت نهم چند ميدان نفتي كشف ميكنند.
: با سلام اينجانب نسبت به جنابعالي ارادتي خاص دارم و به همين دليل چند نكته را در خصوص مصاحبه شما متذكر مي شوم اولا مصاحبه شما در طرفداري از دولي كريمه نهم در اين زمان جايگاهي ندارد و مي توانستيد قضايا را تنها از بعد فني بررسي كنيد تا از وجود عزيزتان سوئ استفاده نشود دوم اينكه ما كليه كارشناسان معاونت فني شركت ملي مناطق نفتخيز كاملا مطلعيم كه در اين 2 يا 3 سال گذشته علاوه بر اينكه توليد صيانتي از مخازن صورت نگرفته بلكه پديده هاي جالبي نظير توليد نفت با نسبت بالاي گاز همراه وقطع طولاني مدت تزريق گاز در مخازن وتوليد گاز از گنبدهاي گازي وغيراتفاق افتاده كه هر يك از انها در دولت قبل مي توانست به تنهايي به بحران تبديل شود ولي هم اكنون صداي شما و ديگر دوستان بلند نمي شود سوم اينكه در حال حاضر نيز موازي كاري بشدت تمام در تمام سطوح وزرات نفت در حال انجام و رونق است همانند تشكيل اداره مطالعات مخازن در پژوهشگاه صنعت نفت تهران و غير. با تشكر
: سيدحسين زرهاني در مقاله اي ، سقوط شاه سلطان حسين را به بدلايل زير مي دانست:
1-بحران تصميم گيري 2-حذف مردان قوي و شجاع وکارامد 3-ظلم و ستم به مردم 4-ترس از حل مشکل و رويارويي
: نباید به همین سادگی یک طرفه به قاضی رفت!
: يادتان رفته كه در 8 سال دولت ضد اصلاحات يكي از مرداني كه از همه چيز خود گذشت و عين همين حرف ها را در زماني مطرح كرد كه وزير اصلاحات در اوج قدرت بود و ايشان را كميسيون هيئت بدوي سه ماه معلق كرد. نمونه اين مردان كه به دفاع از منافع ملي بر خواستند در وزارت نفت انگشت شمار بود. از آقاي نورالدين موسي به خاطر اين اظهارات در 8 سال گذشته تشكر مي كنم
: اي كاش ايشان (آقاي موسي ) اين افاضات را3 سال قبل مي كردند.تاحالا حتما به يه مقام مهمي رسيده بودند.
: همكار گرامي ودلسوز اقاي نورالدين موسي با تشكر از روشنگريهاي شما لطفا" به نكان زير توجه نمائيد: عدم ارائه آمار و اطلاعات صحيح به مسئولين كشور و نهادهاي تصميم گيرنده هنوز هم در بعضي از شركتها رواج دارد ونمونه ان امار كشف ذخائر هيدروكربني از طرف مديريت اكتشاف وميزان دخيره گاز در فازهاي پارس جنوبي است كه از طرف شركت نفت وگاز پارس اعلام ميشود.
واگذاري مسئوليتهاي حساس و كليدي وزارتخانه به افراد فاقد صلاحيتهاي علمي، فني و تجربي برخلاف قانون نفت كه در زمانهاي قبل مرسوم بود هنوز ادامه دارد واز طرف مقامات بالاتر نيز حمايت ميشوند از قبيل اقاي تركان ومحدث و..... كه باوجود اينكه ايشان از عوامل ركود در صنعت نفت هستند وبصورت رانتي امده اند هنوز پابرجاهستند.
مثالهاي مناسبتر و بزرگتري در تائيد عدم برنامه ريزي در شركتهاي ديگر مستقر در تهران وجود دارد كه از لحاظ ابعاد مالي بسيار بزرگتر از ميادين فوق ميباشد مثلا" ميدان گازي پارس جنوبي كه به علت اهمال وسهل انگاري وسوء مديريت هنوز ما قادر نيستيم كه از سهم خودمان چه نفت وچه گاز از اين ميدان توليد كنيم جالب است كه در اين مورد هيچگونه حساسيتي از جانب نيروهاي ارزشي صنعت نفت نشان داده نشده است.
خواهشمند است محدوده توجه خود را از مناطق نفتخيز به شركتهاي ديگر كه در تهران مستقر ميباشند ببريد.
: با سلام بنظر ميرسد اگر چنين بحثي از جانب نگارنده مطلب فوق ارائه شده در پاسخ به ادعاي آقاي زنگنه وزير اسبق نفت باشد كه در همايش نفت و دموكراسي دربنياد باران برگزار گرديده نه انتخابات رياست جمهوري.در ثاني طبق تحقيقاتي كه بنده انجام داده ام اين حرفها وقتي مي تواند براي ايشان تاثير داشته باشد كه شخص مقامي در اين دولت به دست آورده باشد در حاليكه وي هم اكنون نيز يك سمت كارشناسي را دارند نه مديريت.به گفته بسياري كه حتي تفكر وي را هم قبول ندارند آقاي زنگنه به ايشان و ساير همفكران ايشان و براي ساكت كردنشان پستهاي بالايي پيشنهاد داد ولي چون نتيجه نگرفت با تهديد آنها به تقاضاي بازنشستگي و يا تبعيد آنها به نقاط مختلف دور افتاده اين مسير را هم امتحان كرد ولي بازهم بي فايده بود.دوستان و همكاران عزيز اي كاش همه كساني كه داعيه خدمت و دلسوزي دارند يك بار موفق مي شدند آقاي زنگنه كه خود را فراتر از يك كارشناس دانسته(مدير ارشد راهبردي.مصاحبه اخير ايشان در روزنامه اعتماد ) را با منتقدينش از جمله همين كارشناس بالا را بر سر يك ميز بنشانند تا حقيقت روشن بشود.اخيرا يكي از سايتهاي نفتي هم جهت برگزاري اين جلسه اعلام آمادگي كرده است.مخلص همه بچه هاي زحمتكش نفتي خصوصا جزاير لاوان سيري خارك و... سكوها،عسلويه ،ماهشهر و ...بچه هاي تلمبه خانه ها و ساير نقاط بسيار محروم هستم و دست يكايكشان را از صميم قلب مي بوسم و از صبوري خانواده هاشان تشكر مي كنم.خدا قوت
همكاركوچك شما
: اقاي نورالدين موسي باز هم شما را جلو انداختند؟بگذاريد خود اقايان حرف بزنند.

در شرايطي که نفت اصلي ترين صنعت و منبع درآمد ماست، تاختن به گذشته و زير پا گذاشتن همه زحمات، جز پشيماني و زير سوال بردن نظام، چه سودي مي تواند داشته باشد؟ چند درصد قراردادهاي بيع متقابلي که در زمان رياست جمهوري هاي پيشين منعقد شده اند، به يکباره و با آمدن دولت دکتر احمدي نژاد ناگهان بر آنها قلم کشيده شد؟ چند درصد مديران تغيير کردند؟ آيا جز اين است که ربط دادن مباحث فني به سياسي، از اعتبار نقدها مي کاهد؟


نظرات كاربران:
بنام خدا
شركتهائي كه اساس انها بر مبناي سياسي وغير كارشناسي شكل گرفته در ادامه كار دچار مشكل شده اند و بدليل بار سنگين كه به سبب واگذاري ميدانهاي مختلف به انها انجام شد و نيز به دليل انتصابات سياسي مديران حتي در بخشهاي فني توان توسعه اين ميدانها را ندارنداز نمونه اين شركتها شركت نفت وگاز پارس مي باشد كه از ابتدا اثبات پستها در زمان زنگنه و بر اساس روابط سياسي بود كه هنوز ادامه دارد حتي در بخشهاي فني و باعث ضربه هاي متوالي به صنعت نفت و گاز شده است جالب اين است كه همزمان با تشكيل اين شركت شركت نفت مركزي تشكيل شد كه به دليل استفاده از نيروهاي تخصصي مناطق نفتخيز جنوب و نداشتن انتصابات سياسي در مديريتهاي فني اين شركت را قادر ساخت كه بتواند به راحتي ار عهده توسعه ميدانهاي نفتي وگازي بر ايد.
به نظر اينجانب بهتر بود كه اقاي نورالدين موسي در استنادات خود از ديگر شركتها و قراردادهاي منعقده در ان شركتها كه فراوان نيز هستند ذكري به ميان مي اوردند .
به خبر زير توجه كنيد:
درحالي كه تنها يك روز از سال 2008 ميلادي باقيمانده و تا پايان روز چهارشنبه (31 دسامبر)، اعتبار قرارداد صادرات گاز تركمنستان به ايران منقضي ميشود كه هنوز تكليف قراداد سال 2009ميلادي مشخص نيست و احتمال قطع گاز وارداتي درصورت نهايي نشدن قرارداد جديد از نيمهشب فردا وجود دارد.
اين نشانه بارزي از توانمندي دولت نهم است كه تمام ابزارهاي مملكتي را در دست دارد
در 6 ماه نخست سال 1387 آمار مصرف گاز در بخش خانگي و تجاري 12 درصد از سال 1386 در همين مدت كمتر بوده است و با اين وجود آمار تزريق بسيار كمتر از آن چيزي بود كه برنامه ريزي شده است. دليل اين امر چيست؟ صادرات فراوان گاز!!!!!! يا ناتواني آقايان در مديرت طرحهاي تزريق و راه اندازي تاسيسات تزريق؟ چرا فرا فكني مي كنيد.
هنوز با این که حرف از عدم تزریق گاز در دولت های گذشته است، در سالهای اخیر نیز تزریق گاز به بسیاری از میادین تا 50 درصد نیز انجام نشده است!
جاي بسي تعجب دارد بجاي اينكه كسي پيدا شود و جوابي مستند به حرفهاي ايشان بدهد همه حرفها به حواشي مي پردازند. كي مي خواهيم ياد بگبربم اصل موضوع را نقد كنيم نه حواشي را.آقا جان اين حرفها مال الان نيست كه شما آن را به انتخابات مربوط مي كنيد . جمعي از كارشناسان مناطق از سال ها پيش اين حرفها را مي زنند . اگر كاري غلط صورت گرفته باشد هميشه غلط است خواه قبل از انتخابات باشد خواه بعد از آن. ايشان راجع به قرار داد هاي بيع متقابل به شكلي كه بسته شده اند ايراد گرفته اند و طبعا در اين ميان بحث چه كسي اين قرارداد ها را بسته مطرح مي شود. چنين قراردادهايي كه به دلايل متعدد كارشناسي با منافع ملي در تضاد هستند در زمان آقاي خاتمي يا آقاي احمدي نژاد بسته شده باشند غلط هستند نه بخاطر اينكه توسط اين يا آن بسته شده اند بلكه بدليل تضادي كه با منافع دارند. حالا اگر كسي شك دارد سوال كند تا دلايل بيشتر توضيح داده شوند. ايشان مدافع انتصابات در بخش هاي متلف وزارت نفت كه نيستند كه انتصاب آقاي كردان ايراد بر ايشان باشد.
نفتي ها همه حضرت آقاي نورالدين موسي را مي شناسند و ميدانند كه ايشان كارشناس است و در توانمندي ايشان هم شكي نيست و در پشت پرده تئوريسين تمامي آقاياني است كه با وجود عدم تخصص و سابقه مفيد (بجز سياسي كاري)برمسندهاي مناطق نشسته اند.
خدمتتان عرض كنم بيع متقابل بد ولي ما چه كرديم ؟