ايران با داشتن بيش از 15 درصد ذخاير گاز جهان و مقام دوم دارنده گاز در جهان هنوز از سهم مناسبي در بازار گاز جهان برخوردار نيست.
از بيش از 10 سال پيش نهادهاي مسئول در ايران تلاش براي حضور در بازار گاز در جهان را آغاز كردهاند، ولي اين تلاشها هنوز نتيجه نداده است و با وجود برخي موفقيتهاي مقطعي هنوز تراز توليد و مصرف و صادرات گاز كشور صفر و در برخي موارد منفي، يعني در زمستانها منفي است.كسب سهم مناسبي از بازار گاز جهان يك هدف استراتژيك است و اقتصاد ايران نميتواند دستيابي به آن را كنار بگذارد ولي چگونه؟ در اين مقاله به برخي مشكلات مؤثر در ايجاد تاخير در رسيدن به هدف كسب سهم مناسب از بازار توسط كشورمان اشاره شده است.
مدتهاست كه مذاكرات ايران با كشورهاي مختلف براي صادرات گاز ادامه دارد. هياتهاي گوناگوني براي مذاكره با مقامات وزارت نفت و خريد گاز از ايران به كشورمان ميآيند و يا هياتهاي ايراني براي مذاكره به كشورهاي ديگر عزيمت ميكنند.
اين مذاكرات با هند، پاكستان، كشورهاي حاشيه خليج فارس، تركيه و شركتهايي از اروپا انجام ميشود و همواره در رسانههاي مختلف گزارشهايي در مورد آن منتشر ميشود.
برخي از اين مذاكرات بيش از 11 سال است ادامه دارد و با وجود اهميت اين موضوع در اقتصاد ايران و تاكيد برنامههاي مختلف مصوب و حمايت مقامات كشورمان هنوز هدف تبديل ايران به يك صادركننده مهم در بازار گاز محقق نشده است.
بنابراين ايران بالقوه بهدليل داشتن دومين ذخايرگاز، مهمترين سهم را در بازار گاز دارد، ولي اين سهم محقق نشده است. اين درحالي استكه برخي كشورها با كمترين منابع گاز، سهم قابل توجهي در بازار گاز جهان دارند.
دليل اين امر چيست؟چرا ايران به يك صادركننده گاز به كشورهاي همسايه و كشورهاي دور دست تبديل نشده است.
چرا كشورمان در اقتصاد منطقه با داشتن بيشترين منابع گاز، در صادرات اين انرژي مهم نقش قابل توجهي ندارد؟ درصورت وجود چنين ارتباط اقتصادي مهم و اساسي از طريق صادرات گاز به كشورهاي منطقه آيا كشورمان از اقتصاد با ثباتتري برخوردار نبود؟
علاوه براين آيا درآمدهاي حاصل از اين محل امكان سرمايهگذاري براي توليد و توسعه طرحهاي ديگر اقتصادي را فراهم نميكرد؟
مذاكرات طولاني در قراردادهاي صادرات گاز در ايران كه به اعتقاد برخي طرفهاي خارجي يك سنت هميشگي است آيا اقدام مثبتي است؟
برخي منابع گازي در كشور درحال سوزانده شدن است و برخي شركتهاي خارجي پيشنهاد سرمايهگذاري و بهره برداري از اين منابع را ميدهند ولي هيچ اقدامي در اين زمينه انجام نشده و سالهاست كه گازها همراه نفت در كشور ميسوزد و امكان بهره برداري بهتر از اين منابع ايجاد نشده است.
علاوه براين شاهد هستيم كه مصرف داخلي به نحو غيرقابل تصوري درحال رشد است و همه سرمايهگذاريها براي تامين نياز مصرف داخلي نميتواند رشد مصرف را پوشش دهد. در واقع همه تلاشها براي صادرات گاز نيز از اين راه در معرض تهديد قراردارد. زمستان سال گذشته برخي شهرهايكشور شاهد قطع گاز در سرماي شديد بودند. اين شرايط هرگونه تلاش و برنامهريزي در مورد صادراتگاز را غيرممكن ميكند.
حتي صادرات گازهايي كه بيهدف سوزانده ميشوند نيز نميتواند در اين شرايط مورد حمايت قرار گيرد چرا كه در كشور مناطقي وجود دارد كه از گاز محروم هستند.علاوه براين، ايده توقف خام فروشي نيز مطرح است. در برنامههاي استراتژيك وزارت نفت بارها مطرح شده كه بايد خام فروشي دركشور خاتمه يابد. صادرات مواد خام مانند نفت و گاز با سرمايهگذاري و توليد فرآوردههاي با ارزش افزوده بايد پيگيري شود.
همه اين ايدهها، برنامهها و حتي قوانين مفيد و قابل دفاع است و همه بايد با سياستهاي دقيق و روشن اجرايي شود، ولي چگونه؟
به نظر ميرسد مهمترين و بزرگترين مانع در اين زمينه فقدان يك برنامه دقيق و روشن است.
فقدان يك برنامه راهبردي در بخش انرژي موجب شده كه سياستها مدام و پايدار نباشد و با هر انتقاد و يا اتهامي از مسير اصلي منحرف شود.
درصورت وجود يك برنامه روشن راهبردي و كارشناسي شده كه مورد تصويب نهادهاي مسئول قرار گرفته باشد بيشك هرگونه مذاكره با طرفهاي خارجي نتيجهبخش خواهد بود. در اين شرايط هر سخن يا انتقادي مانع تداوم و موفقيت مذاكرات نميشود.
اينكه بخش انرژي در ايران چه اهدافي را بايد دنبال كند هنوز در قالب يك برنامه مدون و مشخص ارائه نشده است.
اغلب طرحها و ايدههايي كه در وزارت نفت در حال پيگيري است از يك پشتوانه كارشناسي قوي برخوردار است ولي از حمايت يك برنامه مدون و مصوب برخوردار نيست.
اين به معناي نادرست بودن اجراي اين طرحها و يا پيشبرد آنها نيست ولي دليل پيشرفت كند اغلب آنان اين است كه اقدامها با ترديد و نگراني دنبال ميشود و سياستها در اين بخش تحتتأثير تغيير و تحولات سياسي قرار ميگيرد.
بنابراين تدوين يك برنامه جامع استراتژيك ميتواند به همه ترديدها و اختلافها خاتمه دهد و موجب شود كه مسئولان مربوطه طرحهاي در دست اجرا را با سرعت و دقت، اجرا و پيگيري كنند.
بايد صادركننده گاز باشيم يا نه؟
هدف تبديل كشورمان به يك صادركننده گاز در چشمانداز 20 ساله كشور به روشني مشخص و ترسيم شده است. براين اساس ايران بايد سهم مناسبي از بازار گاز جهان داشته باشد. اين سهم حداقل 10 درصد در نظر گرفته شده است و بدون عقد قراردادهاي درازمدت با خريداران گاز عملي نميشود.اگر چنين هدفي ميخواهد اجرايي شود مذاكرات با خريداران گاز در زمانمشخصي بايد به نتيجه برسد و گاز مورد نياز در زمان مشخصي با سرمايهگذاريهاي مناسب توليد و به مقصد مورد نظر صادر شود.
اما مذاكرات صادرات گاز ايران به اغلب كشورها با كندي پيش ميرود و برخي از دستاندركاران مذاكرات با ترديدهايي مواجه هستند.
به گفته بلندپايهترين مقامات مذاكرهكننده كشور در طرحهاي صادرات گاز، برخي افراد و مسئولين امضاي قراردادها و توافقهاي انجام شده در مذاكرات ميان ايران و طرفهاي خارجي را حتي نوعي خيانت قلمداد ميكنند.
اين ديدگاهها درست و يا نادرست وجود دارد و دليل تاثيرآن بر روند مذاكرات فقدان يك برنامه مدون در بخش انرژي كشور است كه به مسئله توليد، مصرف و صادرات در درازمدت پاسخهاي روشني بدهد. وجود چنين برنامه مدوني عدمتوجه به برنامه چشمانداز 20 ساله كشور را نيز كه براساس آن كشورمان بايد سهم قابل توجهي در بازار صادرات گاز داشته باشد توجيه نخواهد كرد.
مذاكرات ايران با هند و پاكستان و مذاكرات ايران با امارات براي صادرات گاز از جمله مهمترين قراردادهايي است كه فرصت حضور جدي دومين دارنده منابع گاز جهان را در بازار گاز تضمين ميكند ولي اين مذاكرات، هريك بيش از 10 سال است كه ادامه دارد و هنوز به نتيجه مشخص و روشني نرسيده است.مذاكرات براي صادرات گاز به اروپا نيز به همين ترتيب تحت الشعاع قرار گرفته و پيشرفتي نداشته است.غلامحسين نوذري، وزيرنفت در روزهاي اخير در مصاحبهاي با فارس اعلام كرد كه پيشنهاد ايران براي قيمت گاز صادراتي به پاكستان يك سال پيش از اجرايي شدن قرارداد مشخص ميشود.
وي دليل اين پيشنهاد را تغيير مدام قيمت انرژي و تاخير در اجرايي شدن قرارداد دانست.
درواقع اين پيشنهاد نشانه طولاني بودن مذاكرات است. البته تاحدي طولاني بودن مذاكرات و تاخير در حصول نتيجه در قراردادهاي نفتي طبيعي است؛ قراردادهايي كه ارزش بالا و از پيچيدگي فني اجرايي برخوردار است در يك روند طولاني مذاكره به نتيجه ميرسد، ولي اين مسئله بايد از يك تناسب منطقي برخوردار باشد. نبايد مذاكرات بهگونهاي پيشرود كه سالها بگذرد و قراردادها نهايي نشود و تغييرات اساسي در بازار رخدهد و قيمتمورد توافق به حدي برسد كه مذاكرات و توافقها را تحت الشعاع قراردهد.
مذاكرات صادرات گاز ايران به امارات از قابل توجهترين مذاكرات صادرات گاز در كشور است. با وجود كوچك بودن حجم قرارداد در مقايسه با طرحهاي مهمي كه در وزارت نفت درحال پيگيري است به نظر ميرسد فرازونشيبهاي آن بايد به شكلي جدي و آسيب شناسانه مورد توجه قرار گيرد.
در اين فرآيند اتهامات متعددي به طرفهاي مذاكره وارد شده و با وجود گذشت سالها از اين اتهامات هيچيك به دادگاه ارجاع نشده اند.
بهره برداري از ميدان سلمان نيز به درستي پيگيري نشده و به گفته برخي آگاهان بخشي از گاز اين منطقه هنوز سوزانده ميشود.برخي گزارشها نيز براين امر تاكيدميكندكه سهم 70 درصدي ايران از اين ميدان مشترك نفت وگاز در سالهاي اخير به 50 درصد كاهش يافته است.
آيا چنين روندي به سود اقتصاد كشور است؟ حتي برخي گزارشها از پيشنهاد اخير كرسنت در مورد قيمت گاز به ايران كه بيش از 180 دلار بهازاي هر هزار متر مكعب است بهعنوان گرانترين قيمت منطقهاي تاكيد ميكنند. بهطوري كه گفته ميشود اين ميزان 4 برابر قيمت گاز صادراتي در منطقه است. محمود احمدينژاد، رئيسجمهور نيز در مورد قيمت گاز براساس قيمت منطقهاي تاكيد كرده است. بههمين دليل قيمت گاز وارداتي از تركمنستان و گاز صادراتي به تركيه و حتي ميزان نرخ گازي كه قرار است به پاكستان و هند صادر شود با هم متفاوت است. بالاخره طبق اطلاعات موجود هنوز مذاكرات در مورد قيمت و ميزان صادرات گاز ادامه دارد و اميدواريم ميدان مشترك سلمان هرچه سريعتر به بهرهبرداري برسد و منابع آن يا صادر شود و يا به مصرف داخلي برسد./ منبع: همشهری

محمدعلی توحید

