روزگاري نه چندان دور در سالهاي مياني دهه 1370 كساني كه به هر دليل گذرشان به عسلويه ميافتاد بياختيار آن را با آبادان آغاز سده كنوني مقايسه ميكردند. دهها شركت پيمانكاري داخلي و خارجي در اين منطقه كوچك و دورافتاده با دستگاههاي عظيم حفاري در خشكي و آبهاي تنك دريا در سرما و گرماي 50 درجه سانتيگرادي و رطوبت شرجي خفهكننده هوا سرگرم كار بودند. در همان سالها كمكم نام عسلويه به عنوان قطب انرژي جهان بر سر محافل انرژي جهان زبانزد شد. منطقهاي كه چندين ميدان گازي بزرگ جهان را در خود جاي داده است. ميدان گاز پارس جنوبي، پارس شمالي، گلشن و فردوس كه بيش از نيمي از ذخاير گازي كشور را در دل خاكهاي تفته خود پنهان كرده است. اين منطقه كه در جنوبيترين نقطه بوشهر بر ساحل خليج فارس قرار گرفته است در حالي كه جمعيت بومي آن 300 تن بيشتر نبود در آن سالها پذيراي بيش از 60 هزار كارگر ايراني و خارجي متخصص و ساده بود.
ميدانهاي گازي پارس شمالي، گلشن و فردوس اگرچه براي كشور بسيار ارزشمند و مهم ميباشند ولي ميدان پارس جنوبي به علت همسايگي با سرزمين قطر و مشترك بودن آن با اين كشور از اهميت ويژهاي براي ايران برخوردار است. شيخنشين كوچك قطر در سالهاي درگيري ايران با عراق به سرعت با سرمايهگذاري گسترده به صورت مشترك با شركتهاي بزرگ و توانمند خارجي توانست استخراج گاز از اين ميدان را شروع كند. اين ميدان با وسعت 9700 كيلومتر و دارا بودن 14 تريليون متر مكعب گاز و بيش از 18 ميليارد بشكه ميعانات گازي 8 درصد از كل ذخاير شناختهشده گاز جهان را در دل خود جاي داده است. از اين رو بهرهبرداري از اين ميدان براي هر دو كشور ايران و قطر بسيار مهم و ارزشمند بوده و ميتواند ضمن سودآوري بسيار فراوان موقعيت سياسي و اقتصادي كشور ايران را بهبود بخشد. دولت قطر هماينك دومين صادركننده گاز جهان بوده و ضمن صدور گاز به كشورهاي اروپايي، به چين و هند نيز گاز صادر كرده و در حال بررسي ايجاد خط لوله گاز از بستر دريا به هند ميباشد كه جايگزيني براي خط لوله صلح است. گرچه اين پروژه حدود 200 ميليارد دلار هزينه داشته وبسيار گران است. ولي تجربه نشان داده آمريكا براي دور زدن ايران و كوتاه كردن دست ايران از معادلات انرژي منطقه و جهان و درنتيجه انزواي ايران حاضر به سرمايهگذاريهاي كلان در اين زمينه است.
نمونه آن خط لوله باكو، جيهان بود كه در طول 3 سال با حمايت آمريكا ميان كشورهاي تركمنستان، گرجستان و تركيه انجام شد.
با توجه به حساسيت موضوع و برداشت گاز از سوي قطر و عقب ماندن ايران از اين كشور دولت خاتمي در سال 1377 شركت نفت و گاز پارس را براي بهرهبرداري از گاز پارس جنوبي و ديگر ميدانهاي گاز منطقه عسلويه تاسيس كرد. براي دستيابي ايران به حق خود در ميدان گازي پارس جنوبي پروژه به 24 فاز بخش بندي شد. سال پيش از آن يعني در سال 1376 عمليات اجرايي فازهاي 2 و3 به طور مشترك به شركتهاي توتال 400درصد سهام) گازپروم 300درصد) و پتروناس مالزي 300درصد) واگذار شده بود. اين دو فاز در بهمن سال 1381 با توليد روزانه 56 ميليون متر مكعب به بهرهبرداري رسيد. سپس در سال 1383 فاز يك با توليد روزانه 28 ميليون متر مكعب نيز به بهرهبرداري رسيد. در سال 84 فازهاي 4و5 با ظرفيت 56 ميليون متر مكعب در روز به بهرهبرداري رسيد. گرچه كار به سرعت و شبانهروزي انجام ميشد و همه چيز طبق برنامه پيش ميرفت ولي به علت عقبافتادگي ايران از قطر هنوز فاصله بسيار بود و روزانه ايران ميليونها دلار زيان ميديد كه متاسفانه اين روند در دولت نهم به شدت افزايش يافته است. بر اساس برنامهريزيهاي انجامشده فازهاي 6، 7 و 8 كه بيش از 90 درصد عمليات اجرايي آن به پايان رسيده بود بايد تا پايان همان سال و فازهاي 9 و 10 نيز تا سال 1386 به بهرهبرداري ميرسيد كه متاسفانه چنين نشد.
عقبماندگيها و پيامدهاي آن
هماكنون و براساس گزارش كميسيون انرژي مجلس فازهاي 6 و 7 و 8 كه با تاخير بسيار زياد نسبت به برنامه به بهرهبرداري رسيده است براي زمستان سال جاري به مدار نخواهد رسيد و كمبود گاز براي امسال با شدت بيشتري پيشبيني ميشود.
فازهاي 9 و 10 به دلايل نامعلوم معطل مانده است.
فازهاي 15 و 16 به پيمانكاري قرارگاه خاتمالانبياء داراي تاخير طولاني است.
فازهاي 17 و 18 به پيمانكاري ايدرو داراي تاخير است.
فازهاي 6 و 7 و 8 به مديريت TIJD همچنان با تاخير طولاني روبهرو است.
فازهاي 17 تا 24 هنوز واگذار نشده يا واگذاري آنها قطعي نيست.
هماكنون به علت عقبماندگي ايران در بهرهبرداري از ثروت بيكران گاز نهفته در دل خاكهاي سوزان جنوب؛ قطر روزانه 7 برابر ايران از اين ميدان گاز برداشت ميكند. زيان روزانه ايران از تاخير در برداشت از فازهاي گفتهشده روزانه بيش از يك ميليون دلار است. همچنين ايران به علت عقبافتادگي از قطر سالانه بيش از 8/1 ميليارد دلار زيان ميبيند.
در حال حاضر بيش از نيمي از جمعيت شاغل در عسلويه محل كار خود را ترك گفتهاند و در نتيجه بسياري از مشاغل ايجادشده از دست رفته است. عملكرد دولت نهم به گونهاي بوده است كه به گفته اسدالله عسگراولادي نامي جز خودتحريمي اقتصاد ايران را نميتوان بر آن گذاشت زيرا يكي از مهمترين راهبردهاي آمريكا در مبارزه با ايران حربه تحريم بوده است. دولت آمريكا با فشارهاي بسيار به شركتهاي بزرگ از جمله توتال، اني، شل و كشورهاي اروپايي و ژاپن، چين و هند و روسيه خواستار خروج آنان از پروژههاي نفتي و گازي ايران بوده است./ منبع: روزنا

فريبرز مسعودي

