از ابتدای سال جاری میلادی که روند افزایش بهای نفت سرعت بیشتری یافت، کم نبودند کارشناسان و مقامات اجرایی که اعلام می کردند دوران نفت ارزان به پایان رسیده و پیش بینی می کردند که بهای 200 دلار هر بشکه دور از دسترس نخواهد بود.
اما امروز وضعیت چگونه است؟ نه تنها روند صعودی قیمت ها متوقف شده است بلکه بهای نفت با100 دلار هر بشکه تنها چند دلار فاصله دارد و این بدان معناست که بهای نفت در مقایسه با پیش بینی افزایش آن به 200 دلار بشکه، به نصف در حال کاهش است. چرا؟
پاسخ به همین چراهاست که به نشست وزرای نفت اوپک در روز سه شنبه (19 شهریور) اهمیت ویژه ای بخشیده و طیف فراوانی از رسانه ها، کارشناسان، فعالان بازار نفت و مصرف کنندگان را نسبت به چگونگی واکنش اوپک در برابر تحولات جاری کنجکاو ساخته است.
اکنون این سوال مطرح است که آیا اوپک در واکنش به روند شدید کاهش بهای نفت از میزان تولید خود خواهد کاست، سقف تولید کنونی را حفظ خواهد کرد و یا حتی آنگونه که مصرف کنندگان انتظار دارند، در آستانه سرد شدن هوا برمیزان تولید خواهد افزود؟
اگر چه تصمیمی که وزرای نفت اوپک فردا در نشست وین اتخاذ خواهند کرد، حائز اهمیت است، اما در شرایطی که بهای نفت طی کمتر از دو ماه حدود 40 دلار هر بشکه کاهش یافته است، ارزیابی نشست امروز (دوشنبه/18 شهریور) "کمیته نظارت بر بازار" اوپک از تحولات بازار، به همان میزان اهمیت دارد.
به عبارت دیگر تصمیم ثبات بخش نشست فردای وزرای نفت اوپک در گرو تحلیل دقیق کمیته نظارت بر بازار، از تحولات نفت در نشست امروز است.
می توان انتظار داشت که کمیته نظارت بر بازار در گزارش امروز به کاهش تقاضا در کشورهای مصرف کننده و افزایش عرضه نفت به عنوان عوامل اصلی کاهش بهای نفت اشاره کند.
اما اگر چه عرضه و تقاضا (عوامل بنیادین) در ماه های گذشته در کاهش بهای نفت نقش بارزی ایفا کرده اند، اما به نظر نمی رسد این عوامل به تنهایی تمام واقعیت روند کاهش بهای نفت را توضیح دهند.
در ماه های خرداد و تیر که بهای نفت پیوسته افزایش می یافت، دو استدلال در مورد چرایی آن مطرح بود. در یک سو کشورهای مصرف کننده و نهادهای مدافع منافع آنان، مانند آژانس بین المللی انرژی، معتقد بودند که افزایش بهای نفت ناشی از کمبود عرضه است و از این رو پیوسته از اعضای اوپک می خواستند بر میزان تولید خود بیافزایند.
دیدارهای مکرر ساموئل بادمن، وزیر انرژی آمریکا، از کشورهای عرب صادر کننده نفت در منطقه خلیج فارس و بویژه تلاش برای ترغیب عربستان به افزایش تولید بر این مبنا صورت می گرفت.
اما در سوی دیگر کشورهای عضو اوپک معتقد بودند که افزایش بهای نفت ناشی از کاهش ارزش دلار و سفته بازی در بازار نفت است. حتی عربستان سعودی زمانی که در ماه ژوئن در نشست جده با افزایش تولید به میزان 500 هزار بشکه در روز موافقت کرد، علی النعیمی، وزیر نفت این کشور، به صراحت اعلام داشت که تحولات افزایش بهای نفت ناشی از کمبود عرضه نیست و دلیل آن را مراجعه نکردن مشتریان برای خرید عرضه اضافی کشورش اعلام می کرد.
به هر روی نگاهی به تحولات ماه های گذشته نشان می دهد که اگر چه بنیادهای بازار در کاهش بهای نفت نقش کلیدی ایفا کرده اند اما به نظر می رسد حداقل سه عامل دیگر در این ارتباط موثر بوده است.
نخستین عامل توقف سیاست بانک مرکزی آمریکا مبنی بر کاهش نرخ های سود بود. آنگونه که آمار اوپک نشان می دهد، همزمان با افزایش عرضه در ماه جولای و کاهش تقاضا برای نفت در کشورهای مصرف کننده در این ماه بهای نفت به اوج رسیده است (بییش از 147 دلار هر بشکه در 21 تیر). اگر صرف بنیادها در تحولات بازارموثر بودند، بهای نفت در این ماه باید کاهش می یافت. بنا بر این به نظر می رسد دلیل این افزایش را پیش از آن که در عوامل بنیادین بجوییم باید در سیاست های پولی و مالی آمریکا جست و جو کرد.
سیاست بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) مبنی بر کاهش نرخ های سود که در نیمه نخست سال جاری میلادی در چند نوبت صورت گرفت، کارکرد عرضه و تقاضا را تحت تاثیر قرار داد و بر خلاف آنچه که از کارکرد بنیادها انتظار می رود، بهای نفت ر ا به سوی افزایش سوق داد.
اهمیت نقش و تاثیر سیاست های بانک مرکزی آمریکا بر بازار نفت قابل انکار نیست به نحوی که حتی همین امروز، با وجود کاهش تقاضا و افزایش عرضه، تصمیم بانک مرکزی آمریکا برای کاهش نرخ های سود می تواند کاهش ارزش دلار و افزایش بهای نفت را به دنبال آورد؛ رویدادی که در هفته های گذشته به دنبال کاهش ارزش دلار در برابر دیگر ارزهای معتبر چندین بار تجربه شد.
دلیل دیگر کاهش بهای نفت را می توان در کاهش نقش سفته بازان در بازار نفت جست و جو کرد. نقش سفته بازان طی دو ماه گذشته در بازار نفت به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یافته است و این نیز با سیاست های بانک مرکزی آمریکا در تعیین نرخ های سود رابطه نزدیکی دارد.
به عبارت دیگر هر گاه آمریکا نرخ های سود را کاهش دهد و ارزش دلار کاهش یابد طبیعی است شمار زیادی از سرمایه گذاران برای تبدیل پولی که ارزش آن پیوسته در حال کاهش است، به بازار های کالا روی آوردند و برای حفظ ارزش دارایی های خود در برابر تورم، آن را به کالایی مانند نفت تبدیل کنند. عکس این رابطه نیز صادق است؛ به این معنا که با افزایش ارزش دلار در برابر دیگر ارزهای معتبر، سرمایه گذاران از تبدیل دارایی های خود به دلار استقبال خواهند کرد و به تبع آن از دامنه فعالیت در بازارهایی کالا از جمله بازار نفت خواهند کاست و با کاهش فعالیت آنان، قیمت های نفت کاهش خواهد یافت.
اما نکته دیگری نیز در کاهش قیمت های نفت دخالت داشته است: عامل ژئوپولتیک.
همزمان با ایفای نقش عواملی که در بالا به آنها اشاره شد شاهد رویداد دیگری در عرضه سیاسی بودیم که از نظر کارشناسان به میزان حدود 10 دلار در هر بشکه در افزایش بهای نفت نقش ایفا کرده بود. این عامل چیزی نبود جز تغییر رویکرد آمریکا در برابر تحولات هسته ای ایران.
پس از آن که دولت بوش تصمیم گرفت معاون وزیر خارجه خود را به مذاکرات 1+5 در ژنو اعزام دارد، این رویکرد به تمایل آمریکا برای کاهش نقش عوامل ژئوپولتیک در افزایش بهای نفت تعبیر شد.
بر این اساس به نظر می رسد کمیته نظارت بر بازار اوپک در ارزیابی امروز خود از تحولات بازار نفت، در کنار بنیادها، عوامل دیگری را که در بالا به آنها اشاره شد مورد توجه قراردهد.
اما سوالی که پاسخ به آن هنوز روشن نیست این است که آیا همه تحولات کاهش بهای نفت در دو ماه گذشته را باید ناشی از صرف کارکرد عوامل اقتصادی و تصمیم دست اندرکاران اقتصادی ارزیابی کرد یا آن را به حساب نوعی دست کاری در بازار به منظور ایجاد آرامش در آمریکا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ارزیابی کرد؟
اگر چه عوامل کاهش بهای نفت در ماه های اخیر شناخته شده اند و "دست نامرئی آدام اسمیت" را در آن می توان دید، اما می توان تصور کرد که "دست نامرئی واشنگتن" نیز در این ارتباط نقشی ایفا کرده باشد./ منبع:شانا

حشمت الله رضوی 

